احمد بهشتى

247

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )

از صدر المتألّهين « 1 » و تعبير سوم از علّامه حلّى است . « 2 » ما در رسيدن به معلوم‌ها هميشه از استدلال استفاده نمىكنيم ، بلكه گاهى هم از مناسبات بهره مىگيريم . چنان‌كه گاهى هم به سبب بداهت از هرگونه مئونه‌اى بىنيازيم . هرگاه قضيّه‌اى را ابطال يا اثبات كنيم ، حكم مىكنيم به صحّت يا بطلان نقيض آن و يا در صورتى كه عكس داشته باشد ، حكم مىكنيم به صحّت عكس مستوى يا عكس نقيض آن . فيلسوفان تنها از شش قسم بديهيّات منطقى ، همان اوّليّات را به عنوان بديهى پذيرفته‌اند . اقسام ديگر را به سبب نياز به مئونهء زايده ، يعنى مشاهده يا فطرت يا تجربه يا قياس خفى يا حدس ، از دايرهء بديهيّات خارج دانسته‌اند . گاهى از علم به شىء ، علم به مشابه آن پيدا مىكنيم و گاهى از علم به شىء به ضدّ آن ، منتقل مىشويم . روان‌شناسان در بحث تداعى معانى ، بحث‌هاى جالبى مطرح كرده‌اند . شيخ الرئيس با تعبير « متبدّد المبادى و المناسب » به همهء اين امور اشاره كرده است . مقصور از « مبادى » ، مقدّمات قياس و مقصود از « مناسب » ، امور ديگرى است كه اجمالا توضيح داده شد .

--> ( 1 ) . الحكمة المتعالية فى الاسفار الاربعة العقليه ، ج 6 ، ص 29 . ( 2 ) . كشف المراد ، مقصد 4 ، فصل 1 .